زیبا بود و در آینه بود با آن لبخند زمستانی در آینه سپید پوشیده ای که انگار برف . در آینه گم می شوی که ببیمت سپید پوشیده در برف چرا؟ که زمستان گم می شود در آن همه برف چرا که تو بایدی آن سپید پوشیده در آن برف که نبینمت دیگر؟کاش از همان اول هم
زیبا بود و در آینه بود با آن لبخند زمستانی در آینه سپید پوشیده ای که انگار برف . در آینه گم می شوی که ببیمت سپید پوشیده در برف چرا؟ که زمستان گم می شود در آن همه برف چرا که تو بایدی آن سپید پوشیده در آن برف که نبینمت دیگر؟کاش از همان اول هم
از همانی که میترسم میترسانی
دیگر دیر است دیده ای او را
اکنون اشکال از چشمان توست
نه سپیدی زمستان
دیگر دیر است تو دیده ای او را
ایراد از چشمان توست اکنون
نه از پاکی زمستان
خنگ است وبلاگت
اه اه